بدون عنوان
میخوام یه مدت بی خیالش بشم ، روز دومه پریودمه ،سر یه چیز کوچولو بحثی کردیم ک آخرش رسید ب قهرو ناراحتی،میخوام فقط ب خودمو خودش فکر کنم ،احساس میکنم از بس به بچه فکر کردم بقیه چیزا یادم رفته ، یادم رفته بهش اهمیت بدم ،یادم رفته منو اون بخاطر بچه نبود ک با هم ازدواج کردیم ،از حساس شدنه من اونم حساس شده ،دو شب پیش عکسای گذشتمو میدیدم ،چقدر دوتایی پیر شده بودیم ،ب چشماش خیره شده بودم اطرافش پر شده بود از چروکهای ریز،ته دلم لرزید چقدر از هم فاصله گرفته بودیم ،یهو دلم براش تنگ شد،خدا خدا کردم الان بیاد خونه و بغلش کنم .......
الان ک دارم مینویسم کلی با خودم کلنجار رفتم تا تصمیم گرفتم ک بی خیال بچه بشم،میدونم سخته ولی چاره ای جز این ندارم،خدا کنه طاقت بیارمو بتونم بهش پایبند باشم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
